تصاوير منتخب

۰

حقوق طبیعی زنان و حقوق زن در اسلام

مجموعه : پرسمان


اسلام چیزهایى را به عنوان حق زن دانسته و چیزهایى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم کرده است، که هیچ‏کدام با ماهیت زن سازگار نیست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت کار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى که زنان به طور طبیعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى‏کنند، تا به دنبال دست‏یابى آن باشند. اما از سوى دیگر اسلام زن را از چیزهایى مانند حق تحصیل، خروج از منزل منع کرده است.
 در حالى که تحصیل دانش، راه کسب کمال است، و رسیدن به کمال، حق طبیعى هر انسانى است و نمى‏تواند زن را از آن محروم و یا منوط به اجازه دیگران کرد.
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پیوند زناشویى به نتیجه صحیح مى‏رسد و انگیزه ازدواج بیشتر براساس آن شکل مى‏گیرد مانند پیوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نیاز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن‏چه دست‏یابى به این اهداف اساسى را مختل مى‏کند با ماهیت ازدواج ناسازگار است به همین جهت اگر اشتغال زن نیز بیش از حد نیاز یا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نیست. اما برخى کارها و نیازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج کرده و ازدواج نکرده قابل دسترسى است مانند تحصیل و یا کارهاى آشپزى و... که جزء اهداف اساسى ازدواج نیست و توسط دیگران نیز قابل انجام است
اگرچه همکارى و تدبیر در این‏گونه موارد به گرمى بیشتر کانون خانواده کمک مى‏کند اما هدف اصلى ازدواج نیست. در اسلام نیز به همکارى در این‏گونه امور توصیه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نیاورده است.
جهت توضیح بیشتر به بیان دیدگاه شهید آیه‏اللّه‏ مطهرى درباره حضور زنان در فعالیت‏هاى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى‏کنیم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالکیت و تحصیل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف کند.نساء 4، آیات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فکر، فهم، هوش و استعداد کار است، این استعدادها را خدا به او داده است و حکیمانه است که باید به ثمر برسد. از آنجا که هر استعداد طبیعى، دلیل یک حق طبیعى است، پس اشتغال زن حقى است که خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از این حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از کوشش‏هایى که آفرینش به او امکان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلکه خیانت به اجتماع نیز مى‏باشد، زیرا هر چیزى که سبب شود قواى طبیعى و خدادادى انسان معطل و بى‏اثر بماند به زیان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى‏خواهد زن، بى‏کار و بى‏عار بنشیند و وجودى بى‏ثمر بارآید. کار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مایل باشد، کارى که در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى‏دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور کند. حتى در شیر دادن به طفل با اینکه زن اولویت دارد، اولویت او موجب سقوط حق اجرت او نیست، فقط در صورتى که زن مبلغ بیشترى مطالبه کند مرد حق دارد طفل را به دایه‏اى که اجرت کمترى مى‏گیرد بسپارد.
کار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلکه زن مى‏تواند هر نوع کارى که فاسدکننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب کند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند که موضوع بحث ما این نیست که آیا زن در درجه اول باید به وظایف خانوادگى بپردازد یا نه؟ بدون تردید ما طرفدار این هستیم که وظیفه اول زن، مادرى و خانه‏دارى است؛ بلکه مقصود ما این است که لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده‏نشین باشد.
پس در اینجا با سه مسأله مواجه هستیم:
1. اصل حضور زنان در فعالیت‏هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعالیت‏هاى اجتماعى و اشتغال آنان که باید متناسب با ویژگى‏هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعالیت‏هاى اجتماعى و اشتغال که باید سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و کارهایى را براى مسأله اندیشیده است و از جمله آنها مى‏توان به پوشش اسلامى بانوان و کسب اجازه از همسران اشاره کرد.
یکى از ایرادهایى که به حجاب اسلامى مى‏گیرند این است که حجاب مانع اشتغال زنان و باعث رکود و تعطیل فعالیت‏هاى زنان مى‏گردد. پاسخ آن است
که مبناى حجاب در اسلام این است که التذاذات جنسى باید به محیط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع، خالص براى کار و فعالیت باشد و به همین دلیل به زن اجازه نمى‏دهد که هنگام خروج از منزل، موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه چشم‏چرانى نمى‏دهد. چنین حجابى نه تنها نیروى کار زن را فلج نمى‏کند بلکه موجب تقویت نیروى کار اجتماع نیز مى‏گردد.
این ایراد بر حجاب نوع هندى یا یهودى یا ایران باستان وارد است؛ در حالى که حجاب اسلامى هیچ‏گاه حکم به حبس زن در خانه نمى‏دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلکه حدودى را تعیین مى‏کند که زن با عمل به آن حدود، از چشم‏چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نیز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نکته عجیب آن است که مخالفان حجاب به بهانه اینکه حجاب نیمى از افراد جامعه را فلج مى‏کند با ترویج بى‏حجابى و فساد و بى‏بند و بارى نیروى تمام افراد جامعه را فلج مى‏کنند.
نتیجه این مى‏شود که در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده‏هاى بسیار متدیّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى‏شوند و به فعالیت اقتصادى مفید مى‏پردازند، وگرنه سایر زنان براى خودآرایى و آرایش، جز استهلاک ثروت و وقت و فاسد کردن اخلاق اجتماعى و خانواده، کار دیگرى نمى‏کنند و عده‏اى جاهل، نام این را فعالیت اجتماعى و آزادى زن مى‏گذارند.
ب. کسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
یکى از ایرادهایى که بر نظام حقوقى زن در اسلام مى‏گیرند وجود محدودیت‏هایى براى زن در اصل حضور در جامعه و یا نحوه حضور است. اینکه زن براى خروج از منزل نیاز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبیعى و حیثیت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى‏گویند چگونه ممکن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قایل شد، با وجود آن این محدودیت‏ها را قابل توجیه دانست؟
پاسخ آن است که صِرف بیرون رفتن زن از خانه یا خرید و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده یا خریدار مرد باشد و یا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نیست، چنانکه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شرکت مى‏کنند. چه کسى گفته که تحصیل زن، فن و هنرآموزى زن و شکوفایى استعدادهایى که خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه که مهم است دو مسئله است:
1. رعایت پوشش اسلامى به گونه‏اى که بیرون رفتن به صورت خودنمایى و تحریک آمیز نباشد؛
2. رعایت مصلحت خانوادگى که ایجاب مى‏کند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضایت شوهر و مصلحت‏اندیشى او باشد. این بدان جهت است که از نظر اسلام مرد رئیس خانواده است. بنابراین در حدودى که مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى‏گیرد حق دارد زن را از کار معیّنى منع کند. البتّه مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بیشتر. گاهى ممکن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فامیل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر یا برادر او فرد مفسد و فتنه‏انگیزى است که زن را ضد مصالح خانوادگى تحریک مى‏کند و زن پس از برگشت به منزل بهانه‏گیرى مى‏کند و با ایجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غیرقابل تحمل مى‏سازد. در چنین مواردى شوهر حق دارد که از این معاشرت‏هاى زیانبخش که زیانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى‏شود جلوگیرى کند. ولى در مسائلى که مربوط به مصالح خانواده نیست، دخالت مرد توجیه شرعى ندارد. پیش از این گفتیم زن مى‏تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب کند مشروط به اینکه مایه فساد براى خانواده و یا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، یادآورى چند نکته سودمند است:
1. وظیفه اول زن، مادرى و خانه‏دارى است و اشتغال زن نباید با این وظیفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در این بحث، منظور ما آن نوع کار اجتماعى نیست که مستلزم خلوت با فرد بیگانه است و اکثر فقها قائل به حرمت آن شده‏اند؛
ج. حق فعالیت‏هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى
اسلام با فعالیت واقعى اجتماعى و سیاسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نیست و متون و تاریخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج کردن نیروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعالیت‏هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى‏گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه منکر حق تحصیل علم و دانش او است و نه فعالیت اقتصادى یا اجتماعى و سیاسى خاصى را براى زن
تحریم مى‏کند. در مبارزات سیاسى و تبلیغ فرهنگى، دختر على علیه‏السلام، همدوش برادرش حسین علیه‏السلام در حماسه بزرگ و تاریخى کربلا حضور فعال و بسیار مؤر دارد. فلسفه اینکه اباعبدالله علیه‏السلاماهل‏بیتش را در آن سفر خطرناک همراه خود برده است، یک اقدام حساب شده و به جهت مأموریت و رسالتى بود که باید در آن سفر انجام دهند.
د. شرکت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى که به پاکى روابط جنسى میان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان یک آیین معتدل و متعادل از جنبه‏هاى دیگر غفلت نمى‏ورزد و زنان را تا حدودى که منجر به فساد نشود، از شرکت در اجتماع نهى نمى‏کند. زنان مسلمان مى‏توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عید فطر و قربان، بیعت با ولى امر مسلمین، و... شرکت نمایند. چنان‏که مى‏دانیم جهاد بر زنان واجب نیست مگر وقتى که شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگیرد. در غیر این صورت واجب نیست. با وجود این، رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به برخى از زنان اجازه مى‏داد که در جنگ‏ها براى کمک به سربازان و مجروحان شرکت کنند.
حق مشارکت سیاسى در غرب در پایان قرن بیستم و شروع قرن بیست‏ویکم مطرح شد در حالى که اسلام بیش از چهارده قرن پیش این حق را براى زنان به رسمیت شناخت. پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از زنان بیعت گرفت ولى با آنان مصافحه نکرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خویش در آب فرو برند، و همین را بیعت شمرد.
فقه اسلامى، تاریخ و همچنین روایات بیانگر نمونه‏هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
باید بکوشیم در فعالیت‏هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوریم و با فعالیت‏هاى مختلط و واحدهاى مختلط که تقلید احمقانه‏اى از اروپاییان است مبارزه کنیم. تنها در این صورت است که زنان شخصیت واقعى خود را بازخواهند یافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازیچه و احیاناً وسیله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احادیث توصیه‏اى
روایاتى در برخى کتاب‏ها نقل شده است که بیانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلایل قطعى دیگرى از آیات و روایات و سیره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى‏توان گفت آن روایات اندک یک نوع توصیه است. از جمله آن روایات مى‏توان به دو حدیث ذیل اشاره کرد:
1. امیرمؤنان علیه‏السلام به فرزندش امام حسن علیه‏السلام مى‏فرماید: «تا مى‏توانى کارى کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى‏کند... اگر بتوانى کارى کنى که جز تو مرد دیگرى را نشناسد چنین کن» .نهج‏البلاغه، نامه 31.
2. حدیث منقول از حضرت زهرا علیهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از مردم پرسیدند: چه چیز براى زن از هر چیز بهتر است؟ کسى نتوانست پاسخ بگوید. حسن بن‏على علیه‏السلام کودک حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا علیهاالسلام
نقل کرد. زهرا علیهاالسلام فرمودند: «از همه چیز بهتر براى زن این است که مرد بیگانه‏اى را نبیند و مرد بیگانه‏اى هم او را نبیند» .وسائل‏الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. این احادیث توصیه اخلاقى و ارشاد به یک حقیقت روحى و روانى در روابط دو جنس است که تا حد ممکن، اجتماع مدنى غیرمختلط باشد. چه لزومى دارد که مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعالیت کنند؟! آیا از راندمان کار آنان کاسته مى‏شود، یا هر یک را به جاى توجه به کار خویش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى‏کند؟!
ترخیص‏هایى که فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در میزان پوشش مقرّر کرده است براى جلوگیرى از حَرَج و مضیقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حریم میان آن دو در حد امکان، قابل انکار نیست و مسئله تقسیم کار میان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مبتنى بر همین توصیه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
کمال اصلى انسان «تقرب الى‏الله» است. امّا تحصیل و اشتغال کمال ذاتى و همیشگى نیست، بلکه خاصیت زمینه‏سازى و ابزارى (Instrumental) براى کمال دارد. یعنى یکى از راه‏هایى است که مى‏توان از آن در مسیر کمال سود جست و چه بسا گاهى تحصیل در مسیر انحطاط نیز به کار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پیمودن راه کمال نهایى مقدور نیست. از این رو آنچه در این زمینه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در این مسئله نیاز به اجازه دیگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى که خروج از خانه نیز واجب باشد مانند انجام حج واجب یادگیرى و احکام واجب نیازى به اجازه نیست.
ب. هر چند حقوق طبیعى و اولى انسان قابل منع مطلق نیست، ولى چنان نیست که راه‏هاى استیفاى این حقوق همواره مطلق و بدون قید و شرط باشند، بلکه هر یک از این حقوق ممکن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه‏هاى خاص و مقید به قیود ویژه‏اى شوند. این مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجین ندارد.
ج. چنان که گفته شد حق تحصیل علم، در همه موارد وابسته به رضایت شوهر نیست، بلکه رضایت شوهر در بخشى از امور غیر الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصیل ندارد، بلکه آنچه را مى‏تواند منع کند خروج از منزل در غیر موارد لزوم است. بنابراین اگر کسى بتواند به هر وسیله، در داخل خانه به مطالعه و تحصیل بپردازد، به گونه‏اى که موجب ضایع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در این مورد ندارد.
ه . زن مى‏تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصیل در خارج از منزل و یا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و یا مقید را بکند، همان طور که هر شرط مشروع دیگرى را مى‏تواند بگنجاند.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی